آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: دوشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۴

      تمیز کردن به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      فعل متعدی
      فونتیک فارسی / tamiz kardan /

      to clean, to dust, to cleanse, to tidy up, to purify, to rinse, to deterge, to sanitize

      to clean

      to dust

      to cleanse

      to tidy up

      to purify

      to rinse

      to deterge

      to sanitize

      پاکیزه گردانیدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      تمیز کردن مواد زائد از کف حمام کار خوشایندی نبود.

      Cleaning up the slop from the bathroom floor was not a pleasant task.

      به خواهرم پری قبولاندم که مرا در تمیز کردن خانه یاری دهد.

      I enlisted my sister Pari to help me clean the house.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد تمیز کردن

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      پاک کردن پاکیزه گردانیدن نظیف کردن
      متضاد:
      کثیف کردن

      سوال‌های رایج تمیز کردن

      تمیز کردن به انگلیسی چی می‌شه؟

      «تمیز کردن» در معنای Cleaning یا To clean، یکی از اعمال بنیادین در زندگی روزمره‌ی انسان است که با هدف حذف آلودگی، گردوغبار، لکه‌ها یا هر گونه ناخالصی از سطح اشیاء، فضاها یا حتی بدن انجام می‌شود. این عمل نه‌تنها جنبه‌ای بهداشتی دارد، بلکه از نظر روانی و زیبایی‌شناسی نیز تأثیر قابل‌توجهی بر زندگی ما می‌گذارد.

      وقتی چیزی تمیز می‌شود، نوعی نظم و طراوت به آن بازمی‌گردد؛ محیطی که تمیز است، احساس آرامش، سلامت و شادابی ایجاد می‌کند.

      فرآیند تمیز کردن می‌تواند بسیار ساده یا پیچیده باشد. از پاک کردن سطح میز با یک دستمال گرفته تا نظافت عمیق خانه، شست‌وشوی لباس، تمیز کردن وسایل الکترونیکی، یا حتی مراقبت شخصی مانند حمام کردن و مسواک زدن.

      در هر یک از این موارد، عمل تمیز کردن تنها مربوط به ظاهر نیست، بلکه گاه به‌نوعی مراقبت، احترام و توجه به خود یا دیگران تعبیر می‌شود. برای مثال، وقتی کسی خانه‌اش را تمیز می‌کند، گویی در حال احترام گذاشتن به فضای زندگی‌اش است؛ یا وقتی کسی بدن خود را تمیز نگه می‌دارد، نشانه‌ای از عزت‌نفس و توجه به سلامت روان و جسم است.

      علاوه بر بعد فیزیکی، «تمیز کردن» در زبان و ادبیات، معنای استعاری هم پیدا کرده است. ممکن است کسی بخواهد ذهنش را از افکار منفی «تمیز» کند، یا دلش را از کینه‌ها و رنج‌ها بزداید. در این معنا، تمیز کردن به عملی درونی و روحی بدل می‌شود؛ نوعی پالایش، رهایی و بازگشت به تعادل.

      حتی در فرهنگ‌های مختلف، آیین‌هایی برای پاکسازی معنوی وجود دارد که در آن‌ها «تمیز شدن» به معنای بازگشت به اصالت، نور و صداقت است.

      ارجاع به لغت تمیز کردن

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «تمیز کردن» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/تمیز کردن

      لغات نزدیک تمیز کردن

      • - تمیز دادن
      • - تمیز شدن
      • - تمیز کردن
      • - تمیز کردن با برس سیمی
      • - تمیز کردن با جاروبرقی
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.